من در آینه کسی را دیدم
که بی آنکه تصویری را ببیند
ثانیه ها را توصیف می کرد
من تو را دیدم که ایستاده ای بر بلندای
زمین
بر عرصه گاه
خورشید
ومن تنها تو را می بینم
که بر ستیغ حقیقت توسن عدالت را می رانی
و من نظاره گر ازلیتم
در ژرفنای تنهایی
با کوله باری که نمی دانم چرا
بار سنگینش را بر دوش می کشم
و می دانم که می آیی...
+ نوشته شده توسط ناشناس در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386 و ساعت
12:48 |
